تبليغاتX
سوسه

سوسه



دعا :

 
 
  
بِسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحيم

اللهّمَ كُن لِوَليكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن صَلَواتُكَ عَليهِ و عَلى آبائِه فى هذهِ الساعَة و فى كُلِ ساعَة، ولياً و حافِظاً و قائِداً و ناصِراً و دَليلاً و عيَناً حَتى تُسكِنه أرضُكَ طوعاً و تُمَتِعه فيها طَويلا.

بِرَحمَتِکَ يا ارحَمَ الراحِمين

 

به نام خداوند بخشنده و مهربان

بار الها، در اين هنگام، و براي هميشه، ولي امرت، حجت ابن الحسن، را كه درودهايت بر او و بر پدرانش باد، سرپرست و نگهدار و رهبر و ياور و راهنما و نگاهبان باش، تا گيتي را به فرمان او در آوري و تا دير زمان بهره مندش گرداني.

آمين يا رب العالمين

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 15:12 توسط میثم |

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 9:5 توسط میثم |

بوشهر :


 
ساحل بوشهر
 
23m23<br/><a href="http://i30.tinypic.com/2cnjjf7.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
 

 

گمرک بوشهر
 
23m23<br/><a href="http://i25.tinypic.com/15rhc1s.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
 
 
 
نوشته شده در سه شنبه 1387/04/11ساعت 15:35 توسط میثم |

سرگذشت غم انگیز یک کشتی (رافائل) :


 
اونهايي که تا به حال به بوشهر مسافرت کرده باشند حتما اسم رافائل به گوششون خورده.پيتزاي رافائل ، ساندويج رافائل و ... اما شايد هيچکدوم ندونن که چرا اين همه اسم رافائل همه جا به چشم مي خوره ؟

 

23m23<br/><a href="http://i29.tinypic.com/2e2qdqr.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 رافائل چی بوده که اين قدر مردم اين شهر دوستش دارن؟

- رافائل يک کشتي بود که سر گذشتي غم انگيز ولي شنيدني داره.

31 سال پيش محمد رضا شاه دو تا کشتي توريستي به نام هاي رافائل و ميکلانژ از ايتاليا ميخره ، ميکلانژ از رافائل خيلي کوچيکتر بود.رافائل بزرگ بود و با عظمت ، يک کشتي با شکوه با همه امکانات تفريحي که تو زمان خودش نظير نداشت ، يک کشتي با سالنهاي سينما و تئاتر ، زمينهاي ورزشي ، استخر ، هتل ، تالارهاي باشکوه ، رستوران و ... هيچ کدوم از کشورهاي پيشرفته اون زمان همچين کشتي رو نداشتن.ميگن روزي که رافائل از ايتاليا به سوي ايران حرکت ميکنه مردم ايتاليا با اشک رافائل رو بدرقه ميکنند.چون کشورشون مثل ايران پول دار نبود و رافائلي رو که خودشون ساخته بودند مجبور بودند به ايران بفروفشند. رافائل در ميان اشک و اندوه ايتاليا رو ترک کرد و زيبا و خرامان به سوي ايران پيشرفت . البته ميکلانژ هم همراه رافائل به ايران اومد اما ميکلانژ به هيچ عنوان با رافائل قابل مقايسه نبود.

سرانجام رافائل و ميکلانژ به ايران رسيدن . ميکلانژ رو به بندر عباس فرستادند و رافائل رو به بوشهر به آبهاي نيلگون خليج هميشه فارس.

همه در برابرزبيايي و شکوه رافائل شگفت زده شده بودند. و الحق که ايتاليايي ها حق داشتند به خاطر از دست دادنش گريه کنند.

حالا ديگه رافائل مال ايران بود و خيلي ها براي ديدينش به بوشهر ميومدن، تا مدتي رو هرچند کوتاه تو اين کشتي بگذرونن ، جشنهاي زيادي تو تالارهاي رافائل برگزار ميشد ، رافائل تو اون زمان تک بود.

تا اينکه انقلاب شد و طولي نکشيد که ايران درگير جنگ با عراق شد.همون سالها ايتاليا ميکلانژ رو خريد و به ايتاليا برگردوند. رافائل اما هدف موشکهاي عراقي قرار گرفت و اگرچه قابل تعمير بود اما هيچکش نفهميد چرا کسي اينکار رو براي نجات رافائل انجام نداد. همه تجهيزات و مبلمان لوکس رافائل به يغما رفت و سرانجام رافائل آروم آروم به زير آب رفت ، اون روز مردم بوشهر که اومده بودند براي آخرين بار ببينش گريه ميکردن آخه همه رافائل رو دوست داشتن.

 

رافائل غرق شد يا غرقش کردن ؟

- سوالي بود که هيچ وقت پاسخ داده نشد.اونايي که رفتن اونجا ميگن ديدن رافائل با اون همه عظمت زير آب آدم رو منقلب ميکنه .يه جورايي تن آدم ميلرزه.

الآن سالها از اون ماجرا ميگذره ولي همچنان اسم رافائل رو تو بوشهر همه جا ميبيني و ميشنوي اما اين پايان داستان رافائل نبود .حالا پس از سالها مسوولين تصميم گرفتن که رافائل رو از آب بيرون بيارن نه براي اينکه بخوان اونو احيا کنن نه !

رافائل رو ميخوان بيرون بيارن تا براي هميشه نابودش کنن رافائل رو قرارهست به ذوب آهن اصفهان ببرن.

 

دو عکس زیبا از کشتی رافائل:

23m23<br/><a href="http://i29.tinypic.com/2a6nuhy.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

23m23<br/><a href="http://i32.tinypic.com/2vvvqmp.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

23m23<br/><a href="http://i32.tinypic.com/25qqg4w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 به نقل از:

http://www.barani.ca/2008/05/blog-post_10.html

 

 

نوشته شده در سه شنبه 1387/04/11ساعت 15:26 توسط میثم |

دل مرا بخوان:

 

Image and video hosting by TinyPic

الو سلام
منزل خداست؟
اين منم مزاحمي که آشناست
هزار دفعه اين شماره را دلم گرفته است
ولي هنوز پشت خط در انتظار يک صداست
شما که گفته ايد پاسخ سلام واجب است
به ما که مي رسد ، حساب بنده هايتان جداست؟
الو
دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد
خرابي از دل من است يا که عيب سيم هاست؟
چرا صدايتان نمي رسد کمي بلند تر
صداي من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟
اگر اجازه مي دهي برايت درد دل کنم
شنيده ام که گريه بر تمام دردها شفاست
دل مرا بخوان به سوي خود تا سبک شوم
پناهگاه اين دل شکسته خانه ي شماست
الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم
دوباره زنگ مي زنم ، دوباره ، تا خدا خداست
دوباره ...
تا خدا خداست...

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 11:4 توسط میثم |

فروغ فرخزاد :


مي روم خسته و افسرده وزار

سوي منزگه ويرانه ي خويش

به خدا مي برم از شهر شما

دل شوريده وديوانه ي خويش

مي برم تا كه در آن نقطه ي دور

شستشويش دهم از رنگ نگاه

شستشويش دهم از لكه ي عشق

زين همه خواهش بي جا تباه

مي برم تا ز تو دورش سازم

زتو ،اي جلوه ي اميد محال

مي برم زنده بگورش سازم

تا از اين پس نكند ياد وصال

ناله مي لرزد ،مي رقصد اشك

آه،بگذار بگريزم من

ازتو ، اي چشمه ي جوشان گناه

شايد آن به كه بپرهيزم من

بخدا غنچه ي شادي بودم

دست عشق آمد واز شاخم چيد

شعله ي آه شدم ،صد افسوس

كه لبم باز بر آن لب نرسيد

عاقبت بند سفر پايم بست

مي روم ،خنده به لب ، خونين دل

مي روم از دل من دست بدار

اي اميد عبث بي حاصل

 فروغ فرخزاد  

 

  دخترک  خنده کنان گفت که چیست 

  راز این حلقهء زر

  راز این حلقه که انگشت مرا

  این چنین تنگ گرفته است به بر  

  راز این حلقه که در  چهری او

  این همه تابش و رخشندگی است

  مرد حیران شد و گفت :

  حلقهء خوشبختی است،  حلقه زندگی هست  

  همه گفتند: مبارک باشد

  دختر گفت: دریغا که مرا

  باز در معنی  آن شک باشد

  سال ها رفت و شبی  

  زنی افسرده نظر کرد بر  آن حلقه زر

  دید در نقش فرزندی او

  روز های که به امید وفای شوهر

  به هدر رفته،هدر  

  زن پریشان شد  ونالید که وای

  وای، این حلقه  که در چهری او

  باز هم تابش و رخشندگی است

  حلقه بردگی و بندگی است

فروغ فرخزاد

 
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 11:10 توسط میثم |

دکتر علی شریعتی :


 
Image Hosting by Picoodle.com
 

- زنده بودن را با بیداری بگذرانیم که سالها به اجبار خواهیم خفت.

 

- در شگفتم که سلام آغاز دیدار است ، ولی در نماز پایان است.شاید این بدین معنیست که پایان نماز آغاز دیدار است.

 

- وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است.

 

- دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند.

 

- اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است.

 

- اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است.

 

- وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

 

- اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري.

 

- به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد.

 
نوشته شده در جمعه 1387/04/07ساعت 11:4 توسط میثم |

گفتگو با خدا :


گفتم : چقدر احساس تنهایی می کنم.

فرموده ای : فَإنّی قَریبٌ ( بقره / 186 ) ، من که نزدیکم.

گفتم : تو همیشه نزدیکی ؛ من دورم ... کاش می شد بهت نزدیک بشم.

فرموده ای : وَاذکَرَ رَبَکَ فِی نَفسِکَ تَضَرُعاً و خِیفَهً وَ دُونَ الجَهَرِ مِم القُولِ بِالغُدُوِّ وَالاَصَالِ (اعراف /205 ) ، هر صبح و عصر، پروردگارت در پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن.

گفتم : این هم توفیق می خواهد!

فرموده ای : أَلَا تُحِبّوُنَ أَن یَغفَرِ اللهُ لَکُم (نور /22 )، دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!

گفتم : معلومه که دوست دارم منو ببخشی.

فرموده ای : وَ استَغفُروا رَبَّکُم ثُمَّ تُوبوُا اِللهِ (هود / 90 )، پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه کنید.

گفتم : با این همه گناه ... آخه چیکار می تونم بکنم؟

فرموده ای : اَلَم یَعلَموُا اَنَ اللهَ هُوَ یَقبَلُ التَوبَهَ عَن عِبِادِهِ ( توبه /104 )، مگر نمی دانید که خداست که توبه را از بنده هاش قبول می کند.

گفتم : دیگه روی توبه ندارم.

فرموده ای : اللهِ العَزیزِ العَلیمِ غَافِرِ الذَّنبِ وَ قَابِلِ التَّوبِ (غافر / 3-2 ) (ولی) خدا عزیز و دانا، او آمرزنده ی گناه هست و پذیرندۀ توبه.

گفتم : با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم.

فرموده ای : اِنَّ اللهَ یَغفُرِ جَمعیاً ( زمر / 53 )، خدا همه ی گناه ها رو می بخشد. 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/06ساعت 11:9 توسط میثم |

نماد فروهر :


 
 

هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

1-  سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند.

2- دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

 در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ي احترام به عهد و پيمان مي‌دانند.

3-  بال‌ها: بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4-  دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6- دو رشته‌ي آويخته: اين دو رشته نشانه‌ي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگره‌مينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشه‌ي انسان ظاهر شوند . وظيفه‌ي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشه‌ي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/05ساعت 11:7 توسط میثم |

اولين حکام سلسله هايي که بر ايران حکومت کرده اند:


 

View Full Size Image 

سال شروع حکومت

اولين حاکم

نام سلسله

708 قبل از ميلاد

ديااکو

مادها

550 قبل از ميلاد

کوروش

هخامنشيان

250 قبل از ميلاد

اشک

اشکانيان

224 ميلادي

اردشير بابکان

ساسانيان

1 هجري شمسي

معاويه

امويان

92 هجري شمسي

السفاح

عباسيان

165 هجري شمسي

طاهر

طاهريان

219 هجري شمسي

يعقوب ليث

صفاريان

238 هجري شمسي

نصر

سامانيان

276 هجري شمسي

مرداويج

آل زيار

280 هجري شمسي

رکن الدوله (حسن)

آل بويه

358 هجري شمسي

کاکويه

ديالمه

311 هجري شمسي

سبکتکين

غزنويان

329 هجري شمسي

بغراخان

آل افراسياب

345 هجري شمسي

ابوعلي مأمون

آل مأمون

389 هجري شمسي

طغرل

سلجوقيان

450 هجري شمسي

قطب الدين محمد

خوارزمشاهيان

503 هجري شمسي

محمد بن سوري

غوريان

589 هجري شمسي

اوکتاي قاآن

ايلخانيان

676 هجري شمسي

امير چوپان

چوپانيان

696 هجري شمسي

شيخ حسن

ايلخانيان

689 هجري شمسي

محمود شاه

آل اينجو

696 هجري شمسي

امير مبارزالدين