|
سوسه
|
|
گفتگو با خدا : گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم … گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم… كاش میشد بهت نزدیك شم … گفتم: این هم توفیق میخواهد! گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی … گفتم: با این همه گناه… آخه چیكار میتونم بكنم؟ گفتم: دیگه روی توبه ندارم ... گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟ گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتم: نمیدونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم میزنه؛ ذوبم میكنه؛ عاشق میشم! … توبه میكنم ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار میتونم بكنم؟
نوشته شده در دوشنبه 1385/08/22ساعت 21:20 توسط میثم |
|
صفحه اصلی پست الکترونيک پرينت صفحه خانگی سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها 88/08/01 - 88/08/30 88/05/01 - 88/05/31 88/04/01 - 88/04/31 88/03/01 - 88/03/31 87/10/01 - 87/10/30 87/04/01 - 87/04/31 85/08/01 - 85/08/30
وبلاگ داداشم اون يكي وبلاگم |