تبليغاتX
سوسه

سوسه



قورباغه و عقرب :


روزی قورباغه ای لب نهر آبی نشسته بود ، عقربی به نزدیکی وی آمد و گفت: ( آقای قورباغه من قصد دارم از نهر عبور کنم . لیکن من عقربم و نمی توانم شنا کنم،می شود شما محبت کرده و من را بر پشت خود سوار کنید تا از رودخانه بگذرم؟) و قورباغه گفت:( ولی تو یک عقرب هستی و عقرب ها قورباغه ها را نیش میزنند.) عقرب گفت: ( دلیلی ندارد که تو را نیش بزنم! من فقط می خواهم به آن طرف رودخانه بروم) قورباغه گفت: بسیار خوب بر پشت من سوار شو من تو را به آن سوی رودخانه می برم ) در نیمه های راه بود که عقرب قورباغه را نیش زد و قورباغه در حالی که از درد به خود می پیچید و نفس آخر را میکشید گفت: ( چرا این کار را کردی؟ حالا هر دوی ما غرق خواهیم شد ! ) عقرب گفت: (برای اینکه من یک عقربم و عقرب ها قورباغه ها را نیش می زنند.

پس: در زندگی مواظب عقرب صفت تان باشید.کسانی هستند که برایشان مهم نیست غرق شوند مشروط بر اینکه شما را نیز با خود غرق کنند.

 

برگرفته از کتاب: رازهای شاد زیستن

 اثر: اندرو متیوس

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/05ساعت 11:7 توسط میثم |